close
تبلیغات در اینترنت
خاطرات عاشقانه
کمی صیر کنید>
سایت عاشقانه شش لاو
بزرگترین سایت عاشقانه

شش لاو

SiXlove.in بزرگ ترین سایت عاشقانه مطالب عاشقانـــه,تصاویر عاشقانه,دل نوشته,اس ام اس عاشقانه"خوش آمدید
ثبت نام در سایت
اینستگـــرام شش لاو را در
اینستگـــرام
دنبـــال کنیـــد
وایبر شش لاو را در
وایبــــــــــــر
دنبـــال کنیـــد

برترین کاربر ماه

سایت عاشقانه

به سایت شش لاو خوش آمدید!
با عضویت در سایت شش لاو میتوانید در انجمن عاشقانه تاپیک ارسال کنید و از
پنل کاربریبرای خود امضا و آواتار ایجاد کنید. با ارسال تاپیک های مفید در انجمن عاشقانه میتوانید مقام های مدیریت ، پلیس ، ناظم و.. را بدست آورید. و..

پس همین الان به جمع 215000 کاربر سایت عاشقانه شش لاو بپیوندید!

  • نام کاربری :
    رمز عبور :
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
تبلیغات
جای تبلیغات شما
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 463
  • کل نظرات : 286
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید کل : 1,862,992
  • اطلاعات
  • امروز : سه شنبه 06 تیر 1396
  • آی پی شما : 54.224.180.131
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
نظر سنجی
سایت عاشقانه 6لاو چطور است؟





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

سایت عاشقانه شش لاو
فروشگاه اینترنتی دایان شاپ
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
پیامک های خاطره
  • تعداد بازدید : 321
  • خاطرات

     

    دارم برگ میکشم اما نه سیگار برگ !!!
    برگ برگ خاطرات سوخته ام را که داخل سیگارم ریخته ام …
    .
    .
    نوار قلب خاطرات من پر از خط های صافی ست که بی نام تو جان ندارند …

     

    ادامه پیامک ها در ادامه مطلب

    زن هایی که یک کتابند
  • تعداد بازدید : 341
  •  

    زن هایی که یک کتابند
     
    می گوید: شانزده ساله بودم که ازدواج کردم تازه برادرم مرده بود.توی اب غرق شد.چشم هاش خیس می شوند.صداش را پایین تر از حد معمول میاورد.صدای شر شر اب که از لوله ها پخش میشوند کف سینک صداش را دورتر می کند با گوشه ی روسری اشک چشم اش را می گیرد و ادامه می دهد:دختر که شد امد بالای سرم و گفت هرکی دختر بزاد تا سه تای بعدیش دختر میشه.میبینی حالا دختر خودش سه تا دختر اورده پشت هم!
    دستهاش را که تمیزند باز زیر اب میشورد پوست دستش قرمز شده و خون دویده زیر پوست صورتش.به زن مسن تر نگاه می کنم روی تشک پنبه ای گل سرخی دار دراز کشیده یواش از این پهلو به ان پهلو می شود.از این فاصله ام ما دوتا را. . . 
     
    Code Center